محمد رضا واليزاده معجزى
520
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
كردستان رفت ملك المتكلمين را به آنجا دعوت نمود ملك المتكلمين هم براى استفاده آزادىخواهان به كردستان عزيمت كرد و در آنجا با سالار الدوله قول و قرارهايى گذاشته شد كه او با آزادىخواهان همراه شود و آنها هم مجاهدت كنند كه سالار الدوله را بهجاى محمد على ميرزا به وليعهدى بگمارند . دبير اكرم منشى سالار الدوله مىگويد : « بعد از اين جريانات به قدرى سالار الدوله زمينه را براى سلطنت خود مساعد ديد كه لباس پادشاهى تهيه ديده شبها در مجالس خصوصى آن لباس را مىپوشيد و جقه به سر مىگذاشت و خود را شاهنشاه مىخواند . » همان اوقات برادر ديگر او شعاع السلطنه با عين الدوله صدراعظم وقت بند و بستى بهم زده بود كه بهجاى محمد على ميرزا وليعهد شود . بالاخره سالار الدوله كه شتاب زيادى براى پادشاهى داشت ، از كردستان بهطرف تهران عزيمت كرد تا پدر خود مظفر الدين شاه را خلع كرده بهجاى او پادشاه شود ولى از قشون دولتى شكست خورده ، دستگير شد و در قصر عشرتآباد تهران تحت نظر قرار گرفت . سالار الدوله همان موقع در حدود امكان به مشروطهخواهان كمك مىكرد و براى متحصنين سفارت و حضرت عبد العظيم پول مىفرستاد . ادوارد برون انگليسى در تاريخى كه راجع به انقلاب ايران نوشته ، شرح مبسوطى از آزادىخواهى و مشروطهطلبى سالار الدوله و كمكهاى شايان او به مشروطهخواهان ذكر مىكند . در اين اثنا مظفر الدين شاه درگذشت و محمد على ميرزا به تخت نشست و چون از ارتباط سالار الدوله با آزادىخواهان و بلندپروازيهاى وى مطلع بود او را به فرنگستان تبعيد كرد . سالار الدوله در ايام تبعيد با مشروطهخواهان همراه بود . بعد از توپ بستن مجلس اين دوستى فزونى گرفت . چون سالار الدوله اميدوار بود كه پس از تجديد مشروطيت به آرزوى خود ( سلطنت ايران ) برسد و يا اينكه اقلا نايب السلطنه خواهد شد اما مشروطهخواهان تهران را فتح كردند و محمد على شاه را خلع نموده و پسرش احمد شاه را بهجاى او نشاندند و عضد الملك را به نيابت سلطنت برگزيدند . اين پيشآمدها سبب شد كه سالار الدوله ناگهان تغيير عقيده داد و به گروه مستبدين پيوست و هنگامى كه محمد على ميرزا به تحريك دولت روس تزارى در وينه پاى تخت اطريش براى بازگشت به ايران انجمنى از مستبدين تشكيل داده بود ، دو برادرش سالار الدوله و شعاع السلطنه نيز در آن جمع شركت داشتند و بالاخره در اواخر ماه رجب سال 1329 هجرى قمرى محمد على ميرزا و شعاع السلطنه از شمال و سالار الدوله از طرف مغرب آماده و عازم تهران شدند .